آنیساآنیسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

نی نی نازم

حنای تابستون

1392/4/9 13:46
نویسنده : الناز
4,662 بازدید
اشتراک گذاری

عشق من

بالاخره اول تیر رسید و عزیز مهربون زحمت کشید و برات مراسم حنابندون تابستون رو اجرا کرد.از قدیم و ندیم گفته شده در اول تابستون اولین سال زندگی باید به بدن نی نی حنا کشیده بشه  تا از گرمازدگی و عوارض اون طی تابستون جلوگیری بشه که ما هم این رسم رو به جا آوردیم . اول که عزیز موهات رو حنایی کرد با تعجب بهش نگاه می کردی و وقتی نوبت دست و پاهات شد شروع کردی به نق زدن . عزیزمممممممممم ترسیدی از حنا هههههههههه

بعد که عزیز گذاشت زمین تا کمی حنا رو بدنت بمونه با تعجب خودت رو بررسی می کردی ولی بعدش شروع کردی به گریه و وقتی من اومدم پیشت آروم شدی .مامان فدات بشه الهییییییییییییییییییی

این هم دخمل حنایی من

 

 

دوم تیر تولد خاله الهام بود .بهترین خاله دنیااااااااااااا .خیلی زحمت میکشه برات و عاشقته تو هم بیشتر . الان که نیست و رفته مسافرت وقتی میریم خونه عزیز جون میری سمت اتاقش و پشت سر هم می گی ابا ابا ابا و وقتی میبینی خبری نشد میای پیش خودم . قربونت برم که دلت برا خاله الهامت تنگ شده

خاله الهام جونم تولدت مبارککککککککککککککککککک

آنیسای گل مامان یادته بهت گفته بودم 5-6 ثانیه بدون کمک می ایستی ولی الان زمانش طولانی شده تا حدی که ذوق می کنی و دس دسی هم می کنی بوسسسسسسسسسسسسسسسسس

 

 

 

 

دیگه جونم بهت بگه که اگه تلویزیون نیاشه غذا نمی خوری مخصوصا پیام های بازرگانی ترکیه و آهنگ های خاص .ههههههههه بچم اصلا مدرن شده دیگه ههههههه

وقتی هم که من سرم تو آشپزخونه گرمه می بینم رفتی و آویزون میز تلویزیون شدی و می خوای رسیور رو پله کنی و بری تو TV و مات و مبهوت نگاه می کنی اینم مدرکش

 

 

و وقتی بهت می گم جیزززززززززززززز طبق معمول خیلی می ترسی و دست از کارت می کشی

 

زهی خیال باطل هههههههه

عزیزم  چند روزه داری دندون در میاری و خیلی اذیت میشی تا حالا اینطوری ناله نکرده بودی دلم کباب میشه و فقط تو بغلم آروم میشه امیدوارم زود زود دندونات دربیاد و راحت بشی

مامان به قربونت آنیسای نازم

 

 

عروسی خاله نازنین (دوست مامانی)

از بس که خوش اخلاق و خوش خنده ای و بغل هیچ کس غریبی نمی کنه همه عاشقتن

منم بیشتر از همه عاشقتم جوجوی خوکشل من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

مامانی آرتین
9 تیر 92 13:56
ای جونم چه دختر نازی
لاله مامی آوینا
10 تیر 92 10:49
آنیسا خانوم یه تیکه ماه شدی بوس واسه خودتو مامان الی
فریبا
10 تیر 92 15:36
الناز ماشالله هر روز که بزرگتر میشه ناز و نازتر میشه هر روز تو دفتر به وبلاگت نگا می کنم لذت میبرم از دیدن عکسها و بزرگ شدن آنیسا . خدا برات نگهش داره عزیزم خیلی دختر ماهی داری ماشالله
مامان الی
10 تیر 92 23:05
ممنون خاله های مهربون بوسسسسسسسسسسسس
مهسا
11 تیر 92 0:19
چه دخمل نازی داری خدا حفظش کنه امیدوارم همیشه کنارتون خوش باشه
زينب
11 تیر 92 11:16
سلام الي جونم جات تو كلوپ خاليه اگه تونستي بيا يه روزهايي راستش اول عكس انيسا رو ديدم ترسيدم (البته يه فكر بد گكردم ) مبارك باشه مراسم حنابندون دختر نازمون ايشاا... حنا بندون عروسي ايش البته ما اين مراسمو ندارم اگه مي دونستم براي كيارش اينكارو مي كردم اخه طفلي بچه ام همش بيرونه اينجوري گرما زده نمي شد خدا جفظش كنه خيلي نازنين شده انيسا بخصوص تو اين عكي اخري خيلي ملوسه بوس ابدارش كن از طرف من
افسانه مامان پارمین
13 تیر 92 18:32
سلام الناز عزیزم میدونم همه وقتت رو آنیسا گرفته ولی اگه تونستی کلوپ هم بیا . حنابندون دخترت مبارک . ایشالله حنای عروسی رو دستش بذاری . ماشالله ماشالله یک تیکه ماه شده دخترت . خواهر اسپند یادت نره
سانی مامی شادیسا
22 تیر 92 19:19
حنا بندون آنیسا خانم مبارک چه رسم جالبی من تا بحال نشنیده بودم ولی حتما درسته که از قدیم این سنت هست دیگه! انشاله که هیچوقت گرما زده نشه و تنش سلامت و لبش پرخنده باشه از طرف من ببوسش دلم برات تنگ شده عزیزم
نیلی
13 مرداد 92 17:49
سلام الی جون.خیلی رسم جالبی بود.فقط من موندم تو هوای خنک آذربایجان گرمازدگی هم مگه اتفاق میفته ایشالله حنابندون عروسیش.مبارک باشه
میرزا کوچک خان
14 مرداد 92 11:44
عزیزم... مبارکه.... چه عشقی شده جیگر خاله...
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی نازم می باشد